|
در این نوشته سعی شده است فارغ از مسایل طایفه ای و یا تعصبی به بررسی پدیده ای قدیمی و متواتر اما گنگ برای عوام و روشنفکر پرداخته شود. در این نوشته قصد توهین به هیچ شخص حقیقی و حقوقی مد نظر نیست بلکه به تشریح روان حاکم بر سوء استفاده کنندگان و روان حاکم بر سوء استفاده شوندگان در مسائل طایفه ای پرداخته شده است. در یک سیستم اجتماعی که ملاک شناخت اشخاص بر اساس پیشینه ی خانوادگی و یا طایفه ای است و نه براساس پیشینه ی شخص مورد نظر ، مجال و فرصتی طلایی برای آن قشر از افرادی که منافعی کلان در کارهای سیاسی جستجو می کنند، مهیا می شود. البته بنده مخالف رفاه سیاستمدار یا مسئولین شهرستان نیستم بلکه معتقدم کسی که می خواهد رنج شهرستانی را برخود هموار کند باید از لحاظ مسائل رفاهی بطور نسبی آسودگی خاطر داشته باشد. منظور اینجانب آن دسته از افراد نالایق از درون تهی است که بدلیل شناخت جامعه ی عشیره ای در مناطق ما با دادن شعارهای ناسیونالیستی و برانگیختن اقتدار تو خالی قومی پا بر گرده ی بی سواد و باسواد می گذارند و بالا می روند و بعد از حصول منافع خود پا بر سر ما نیز می گذارند و افکار و عقاید ما و خود را لگدمال نیز می کنند. قشر بی سواد در یک حاشیه ی محدود کننده ی اجباری که همان بیسوادی است قرار دارد. این امر موجبات گمراهی و ادراکات نادرست از جامعه را برای آنها فراهم می کند. بنابراین قشر تحصیلکرده و روشنفکر دید بهتری باید بواسطه ی سواد خود نسبت به بیسواد داشته باشند. در مناطق عشیره ای که شاهد یک سویی های طایفه ای هستیم با توجه به شرایط شاهد یک سویی قشر بیسواد و باسواد با دو درک متفاوت هستیم. بعضاً ممکن است تنها نسبت تشابه شخص بیسواد با تحصیلکرده، نژاد و عشیره ی او باشد که این عامل در بالا بردن سطح درک بیسواد بی تأثیر است اما بطور قطع نزول تفکرات و عقاید قشر روشنفکر را سبب می شود. (که این بدان معنا است که یک سویی بیسواد و روشنفکر، عوام و تحصیلکرده در بالا بردن تعهد و درک اجتماعی بیسواد نقشی ندارد اما بطور قطع روشنفکر را در حد عوام شدن نزول می دهد). امروزه در ممسنی و مناطق اطراف و هم فرهنگ شاهد رویه یی هستیم که مهمترین مسئله ی یک جامعه ی انسانی که تنها تفاوت آن با سایر حیوانات است را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. این مسئله همان آموزش و علم است که در قالب معنای فهمیدن و انتقال به نسل های دیگر معنا می شود. بطور مثال گاهی دانش آموزان در این مناطق به نژاد آموزگار و استاد خود برای تحقیق در مورد صحت ادعاهای علمی اش اهمیت می دهند و این آموزش ها حتی اگر درست باشد ، بدلیل ویران شدن در گرداب تضاد طبقاتی و نژادی نتیجه ی عکس می دهند و ما را بر عقیده ی غلط راسخ می کنند.
در ابتدا توضیح دو کلمه ی توده _ روان توده ضرورت دارد.
· توده: در عمومی ترین معنای خود ، انبوهی نامعین و بی شکل حاصل از آحادی یکسان و یا یکسان فرض شده مدنظر است که صرفاً مفهومی کمی است. این انبوه هر چند اجزای آنرا افراد متفاوت با یکدیگر تشکیل دهند، تنها از طریق شمار خود مؤثر می افتد و اعتبار می یابد.
· روان توده: حالتی است که از یک توده در زمانی خاص و به دلیل شرایطی خاص علیرغم همگن و غیر همگن بودن توده از لحاظ جنسیت ، تحصیل ، ... رخ می دهد. گروهی از افراد مختلف اعم از همگن یعنی دارای خصوصیات مشترک یا غیرهمگن یعنی فاقد خصوصیات فردی مشترک ، در صورت تجمع به خاطر هدفی متعالی یا غیر متعالی و پست تشکیل یک توده را می دهند که بواسطه ی قرار گرفتن در جمع خصوصیات مشترکی پیدا می کنند. حتی در صورتیکه اجتماع مورد نظر همه بیسواد باشند و یا اینکه همه تحصیلکرده باشند و یا مخلوطی از این دو گروه باشد ، شاهد خصوصیات و رفتارهای مشترک در بین این توده ها خواهیم بود. یعنی رفتارهایی که از توده ی کاملاً بیسواد دیده می شود در بیشتر موارد به رفتارهای سرزده از توده ی کاملاً باسواد شباهت دارد.
درگیری های انتخاباتی ممسنی و شهرستانهای هم فرهنگ که براساس قانون عشیره ای و طایفه ای است نشان دهنده ی یک توده ی ناهمگون خطرناک است که در بعضی موارد مرتکب قتل و جنایت نیز می شود. این خصوصیت بروز کرده در درون توده که باعث بروز خصوصیات مشترک در افراد و بروز جنایت و قتل می شود از چند عامل سرچشمه می گیرد. اولین عامل درک و فهم توده است. بدینگونه که یک توده بصورت کاملاً ناخودآگاه در هر خصوصیتی که صاحب می شود باعث به اشتراک گذاشتن آن در بین اعضا می شود. بدین صورت که شخص قرار گرفته در توده بصورت خواسته و یا ناخواسته از تمامی حرکات جمع تقلید می کند. در توده به این اصل سرایت روحی گفته می شود. آنالیز این اصل که همانا سرایت روحی است به دلیل اینکه بسیار سریع و بدون نشانه ی بارز است از سوی افراد ممکن نیست. به عبارتی بهتر شعور همه افراد در زمان توده شدن یعنی در حین ایجاد تفکری مشترک در بین همه اجزا از شعور تک تک اجزا بصورت فردی خیلی پایین تر است. بطور مثال در درگیری های انتخاباتی ممسنی در هنگام یک نزاع دسته جمعی شاهد سنگ پرانی ، فحاشی و ... افرادی هستیم که تنها عامل شباهت آنها نژاد آنهاست و بعضاً تحصیلکرده هستند. به گونه ای که افرادی که در این نزاع های دسته جمعی شرکت می کنند در صورتیکه بعد از اتمام نزاع به کار خود بیندیشند از کار خود متعجب می شوند و عده ای خود را فرد دیگر شده ای قلمداد می کنند یعنی همان برتری شعور شخصی بر شعور توده. عامل دیگر در شیوع و گسترش یک حرکت مخرب در توده حاشیه ی امنیت نام دارد. بدان گونه که شخص قرار گرفته در یک تجمع بدلیل حس کردن یک امنیت کاذب و محیط عالی برای ارتکاب اعمال غیر مدنی دچار یک حالت گستاخی شدید می شود و عقده های شخصی خود را در یک محیط کاملا ناشناخته خالی می کند. این همان موضوع جرم های دسته جمعی است که عوامل اصلی ارتکاب یک جنایت براحتی مشخص نمی شود.
*براستی چه کسانی از این نوع تفکرات متضرر می شوند و چه کسانی سود می برند؟
در پاسخ باید به عرض برسانم توده ای بودن برای تک تک افراد یک جامعه می تواند خطرناک باشد و همه ی عزیزان روشنفکر به این موضوع واقفند. توده ای شدن در هر دوره ای وجود داشته است و اکنون نیز بصورت احزاب ، گروهها و ... در حال گسترش است. البته توده ها همگی مخرب نیستند ولی به ندرت توده های مفید دیده شده اند.
به هر صورت حتی سود برندگان از توده ای شدن در سطوح کوچک ممکن است در یک محیط بصورت کاملاً خطرناک مورد تعرض یک توده ی مخالف قرار گیرند. زیان بعدی که متوجه یک منطقه می شود پس ماندگی به دلیل انتخاب های بد ، تهی و ضعیف است. در این مورد ما شاهد کنار گذاشتن مهره های کارا و جایگزینی آنها با افراد ضعیف بوده ایم. این مورد را ممسنی و شهرستانهای هم فرهنگ با پوست خود حس کرده اند. گسستگی سیستم های پیوسته ی فکری و نمود بدبینی های مزمن و حاد که زمان زیادی باید صرف شود که یک گروه از هم گسسته ی فکری باز پیوسته شود ، از دیگر زیان های این نوع تفکر است. اما موضوع اصلی که باید توجه خاصی به آن شود گروهی است که از توده ای شدن سود می برند.
بدون تعارف تمامی انتخابات این شهرستانها که ممسنی نیز در این محدوده ی شوم قرار دارد براساس توده ای بودن رخ داده است. فرقی نمی کند این انتخابها برای مجلس باشد یا شورا یا هر هدفی که از حیطه ی تفکر جمعی فراتر رفته و به سمت غیرمدنی شدن حرکت کند. در این بین نیز تمامی کاندیداهای ادوار اخیر بطور خودآگاه و کاملاً غیررسمی علاقه ی شدیدی به توده ای بودن انتخابات نشان داده اند. چرا که در توده ای بودن فقط تعداد توده مدنظر است نه شعور و منطق آن. با عرض تأسف باید اعلام کنم که تمامی کاندیداها علیرغم اینکه به صورت کاملاً رسمی با انتخابهای طایفه ای و عشیره ای و آشوبهای توده ای مخالفت کرده اند اما همه ی آنها در درون خود و در میان اعضای اصلی گروه و حزب خود از عشیره ، طایفه و توده ای بودن سخن می گویند و تمایل خود را به این نوع تفکرات شدیداً نشان می دهند زیرا که سود و موفقیت افرادی که بعضاً شایسته نیستند در این است که در محیطی پرآشوب انتخاب شوند. یعنی محیطی که مجال برای هیچ گونه تفکر و تعقلی وجود ندارد. در محیطی چون ممسنی خود کاندیداها بطور روشن یا غیرروشن از این تفکر حمایت کرده اند و اطرافیانی که خود به کاندیدا وابستگی مالی یا غیر مالی دارند ، یعنی به هر حال سودی برای آنها در این عرصه مدنظر است به این احساسات خطرناک بیش تر دامن می زنند. همانگونه که تاکنون رویه ی مناسبی در انتخابهای این شهرستان وجود نداشته است.
تا آنجا که در یک سخنرانی 2 ساعتی از لابه لای سخنان یک کاندیدا که در مورد مشکلات یک شهرستان و مشکلات فرهنگی یک جامعه عنوان می شود ، توده فقط به آن دسته از جملات و سخنرانی هایی حساسیت نشان می دهد که به عقیده ی آنها دارای روح ناسیونالیستی و طایفه ای است.
پس چرا که نه؟ هنگامی که چنین ابزار نیرومندی می تواند در حصول منافع شخصی کارایی بالایی داشته باشد افراد فرصت طلب و آگاه از روان توده نیروی خود را بر روی این تفکرات متمرکز می کنند. چرا که یک روش قدرتمند و مبتنی بر تفکرات عشیره ای و توده ای برای راهیابی به مجلس یا هر گونه موفقیت های سیاسی راحت تر از یک تفکر تحلیل گرا برای مردمی که اصولاً با آنها آشنایی ندارند ، می باشد. مضاف بر همه ی مشکلات توده ای انتخاب کردن نماینده ای که هیچگونه سابقه ی مدیریتی ندارد و دارای پیش زمینه ی سیاسی نیست خود درد اصلی است و منجر به انتخاب نمایندگانی شده است که گاه از انتقادهای ساده در مجلس نیز عاجز بوده اند.
در عین حال باید تأکید کنم که هیچکدام از نمایندگان و کاندیداهای گذشته و کنونی در بستر دموکراتیک انتخاب نشده اند زیرا اصولاً مردم با چنین انتخابها و تفکراتی بیگانه اند. در این بین مقصرهای اصلی هم دامن زنندگان به آتش طایفه ای بوده اند و هم ما که هیزم آتش بوده ایم.
در آینده شاهد انتخابهای توده ای خواهیم بود پس از قشر روشنفکر و تحصیلکرده تقاضا دارم از هرگونه تفکر توده ای خطرناک هر چند در تمجید طایفه و عشیره ی آنها باشد و از هرگونه تجمع فاقد روح دموکراتیک و مدنیت ، دوری کنند.
منبع:……..Psychologie des foules……gustave le bon……
مجید چوبینه دانشجوی کارشناسی ارشد نفت |