تبليغاتX
نـــورآبـــاد مـــمـــســـنـــی - .:::شروه و گاگریوه از منظر زیبایی شناسی موسیقی.:::
نـــورآبـــاد مـــمـــســـنـــی
شروه و گاگریوه از منظر زیبایی شناسی موسیقی:

اگر واقعگرایانه بخواهیم نگاه کنیم در واقع موسیقی ما سرچشمه گرفته از طبیعت اطراف ماست و این عناصر اربعه و اقلیم ها و .. است که موسیقی را به این سمت سوق داده است . با ایت دید موسیقی ما نه غم انگیز بنظر می رسد بلکه دلنواز و موجب انبساط خاطر دل افسرده است

            نخست آنکه از جنبه ی موسیقی یایی آوازهای غمگنانه آن بخش از الحان و نواها را در بر می گیرد که سایه ی شوم تنهایی و تاریکی و غربت و ناچاری و ... را سرداده و مدام به طبل نا امیدی و بی سرانجامی می کوبد. و دریچه ای نو را برابر دیدگان خود متصور نیست.

            با این حال آنچه از نظر دور نیست تعلق اشکال گوناگون و متنوعه آن به اقوام و طوایف مختلفی می باشد، که ما در این مقال به بررسی این موضوع در میان مردم لر و آنهم از دید زیبایی شناسانه خواهیم  پرداخت.

            ناگزیر این سوال طرح خواهد شد که چرا و به چه دلایلی غم در موسیقی ما شیوع فراوانی یافته و موسیقی غمگنانه بخش بزرگی از زندگی و حافظه ی این مردمان را در بر گرفته است.برخی ریشه ی تاریخی این موضوع را به اسطوره ها مربوط دانسته و اصل و  مبدا چنین غم زیبایی را در سوگواریهایی که در مراسمی چون کشته شدن قهرمان و دلاوری چون سیاوش در ایران باستان بوده قابل جستجو می دانند . کما اینکه آورده اند:

             (( مردم بخارا را در کشتن سیاوش نوحه هاست ، چنانکه در همه ی ولایات معروف است و مطربان آن را سود ساخته اند و می گویند قوالان آن را گریستن مغان خوانند و این سخن زیادت از سه هزار سال است ..)).( موسیقی مذهبی ایران – محمدتقی مسعودیه- انتشارات سروش – چاپ اول صفحه 17)

            همچنین از مراسمی که هر ساله ایرانیان به یادبود بردیا برپا می داشتند و سوگواری ایرامیان در ماه محرم و شهادت اهل و بیت و غیره .. سخنها گفته اند. لکن ما در صدد یافتن پاسخ برای سوال خود در میان یکجانشین و کوچرو لر هستیم .

            وفور غم در موسیقی این مردمان را برخی محققین بواسطه ی جنگهای پی در پی و لشکرکشی ها و خونریزیهای مدام و غارت و چپاول و کشتار مردم بی دفاع بدستان حاکمان و فیودالها و صاحبان جاه و قدرت در طی قرنها دانسته اند .

            بر این نظرند که این روند ظالمانه و فلاکت بار تاثیر خود را هم بر موسیقی ساز و و هم موسیقی آواز گذاشته است و بیان درد و رنج و آلام گذشتگان بواسطه ی موسیقی ظهور پیدا کرده است. و تحت این تاثیر پذیری غم را به خود پذیرفته است .

            آنچه باید به آن توجه ویژه ای داشت زیبایی و شادمانی نهفته در هر غم واقعی است . چیزی را که آدمی را بسوی آرامش طلبیده و باعث درک بسیار عمیقی از خود می شود و ارتباطی نا گسستنی با روح و ذهن فرد برقرار می سازد.

            در میان اقوام مردم لر موسیقی غمگنانه گاه نام (شروه ) رثا به خود می گیرد و گاه با عنوانی چون گاگریوه مطرح شده و در این بین خود دارای نغمات و مراحلی نیز همانند دندال و پا چمبری و ... نیز می باشند .

            جناب آقای حسین حسن زاده ی رهدار در کتاب ارزشمند از بختیاری تا بختیاری ، گاگریوه یا گاگریو را شعر و آواز مرثیه خوانی بختیاری دانسته اند که از واژگان ( گهدن) و (گریوسن) و یا به زبانی دیگر بزرگ گریستن  و افزودن گریه نام برده چرا که گاو نمودی از افزودن و زیادت است ، چندانکه بختیاری بر این باورند که سال گاو و سال فزونی و پر باری و نعمات و فراوانی باران است.

            در میان ایلات لر جنوب ( لرستان جنوبی ) شروه به معنای گریستن بر مرده و بر شمردن کارهای نیک و بیان سلحشوری وی در صحنه ی کارزار و رزم است . این نوع از موسیقی آوازی و حنجر های بوده و جدا و فارغ از موسیقی سازی با لحن و آهنگی  بسیار اندوهبار غم انگیز ، در اوج بوسیله ی زنان و دختران شروه خوان در مجلس زنانه ی متوفی خوانده می شود.

            آقای حسن حبیبی فهلیانی معتقد اند در مناطقی از ممسنی نوع خاصی از موسیقی که به ( طـُول چپ ) یا طبل وارونه مشهور است وجود دارد که هم برای مردان سلحشور که در میدان رزم کشته شده و هم برای خوانین و صاحب منصبان و جوانمرگان نواخته می شود .

            اینگونه بنظر می رسد گاگریوه تنها با آواز حنجره و بدون همراهی موسیقی سازی نواخته و اجرا می شود ، در حالی که ملودیهای شروه گاه بدون اجرای ساز حنجره و به تنهایی با سازی کوبه ای یا بادی نظیر نقاره یا کـُرنا و یا ساز برنجی کوچک و با صدایی حزین و اندوهبار در اوج و توسط هنر مندان محلی در مجلس عام نواخته و اجرا می گردد.

            بی شک سوزی سوزی که در کر نا خود را بی پروا و غمبار و اندوهگین نشان می دهد هر شنوند های را حتی غیر لر زبان را متاثر و انوهبار ساخته و فرد را یک لحظه به حال خود وانمی گذارد  تا دمی بی غم بیاساید .

            گاگریوه که مرثیه خوانی بختیاری است توسط زنان و مردان بصورت تک خوان و گاه گروه خوانی اجرا می شود که در ایلات لر جنوب اغلب آوازهای غمگنانه توسط زنان و آنهم بیشتر بصورت تک خوانی منتها به این نحو که زنی که آوازی خوش و سوزناک دارد و معمولا از اقوام متوفی نزدیک است در مرکز گروهی از زنان قرار گرفته و زمزمه وار شروع به خواندن نموده و گاه به اوج آواز خود می رسد و سوزی صد چندان به آواز می دهد و شیون و داد ووای  بیداد و آخی زنانی که در حصار آنهاست  را سبب می شود و مردان بی اختیار همه اشک می ریزند .

صدی شروه تشَ جوون هر کسی زه        غم و خـَرس اِش ندونم کی سر اُومه

 

            در میان قوم لر بختیاری شعر و آواز گاگریوه ( سـِروُ ) نامیده می شود که به معنای گوش دادن و فرمانبردن آمده است و آنچنان که کتاب از بختیاری تا بختیاری نیز پاد آور شده است با واژه ی سرود از نظر معنایی متفاوت است .

            گاگریوه در ابتدا توسط مردانی با نام ( خونده گر ) و در مجالس مردان و با نواختن نی اجرا می گردیده است و ابتدا دندال که همان زمزمه کردن آغازین است تا آوازهای میانی و اوج آن که در اصطلاح پاچمبری نامیده می شود ادامه می یافت . امروزه به جای نی از سازی چون سر نا استفاده می شود .

            آنگونه که نقل شده است در منطقه ی ممسنی و ایلات لر جنوب اگر فردی از خوانین و کدخدایان و افراد ذی نفوذ چه در رزم و چه بستر از دنیا می رفت ، رسم بر این منوال بوده که مرکب وی را به نحوی خاص سیاهپوش و کـُتل بندی نموده و در میدانی که جهت این مراسم مهیا شده است می گردانیدند و عده ای از اعضا و خانواده ی متوفی و سران طوایف روستایی و عشایری در پی مرکب روان شده و دور میدان چرحیده و ندبه و زاری و شیون را با آهنگی وزن دار با ذکر ویژگیهای اخلاقی و رفتاری متوفی سر می دادند در این هنگام در تمام مدت سوگواری ، سازهای ضربی و بادی با نوایی سوزناک جماعت عزادار را همراهی می کنند . چنین رسمی در میان قوم لر بختیاری نیز دیده شده است چنانچه جناب اقای حسین حسن زاده ی رهدار در کتاب کـُهبنگ به زیبایی این رسم را تصویر و شرح داد ه اند:

    اوسه که رهد ز ویرت نال دندال ***** چه کس ری زخم کهنت ایزنه زال

چخ کی اسب کتل یاره به میلس ****** کنه پا چمبری پر تا پر مال

 

 

 

            در دوره ی ارباب رعیتی و به نحوی ضعیفتر امروزه رسمی در میان دختران و زنان متوفی یا نزدیکان او متداول بوده که تعدادی از پل ها ( گیسوان ) خود را از غم می بریدند و ناخن به صورت کشیده و خراش می دادند و گاه جامه ی خود را چاک می دادند . که نویسنده ی کتاب جغرافیای تاریخی و سیاسی ممسنی رسم گیسو بریدن را به زمان رسیدن خبر مرگ سیاوش از توران به ایران دانسته که خواهران و بستگان او گیسوان خود بریده و جامه چاک زده و کاه بر سر ریختند و گل به صورت مالیدند.

            بهر حال سیر موسیقی غمگنانه در میان مردمان لر را نباید به وقوع مرگی یا حدوث حادثه ای ناخوشایند محدود کرد . برخی از آنها در هنگامه ی کار و یا تنهایی و یا وقتی که برای خود زمزمه وار می خوانند سراغ چنین آوازهای  غمگنانه می روند .

            آقای حبیبی فهلیانی به انکته ای مهم اشاره دارد و آن این است که : ( آنچه که به عنوان غم در موسیقی محلی توده و سنتی و مراسم عزاداری مطرح می شود نه تنها وجود خارجی و عینی ندارد بلکه روند حرکت نغمه ها و احساس درونی آنها بیشتر حالت و فضای سرود و سرور را در بر دارند و تا جاییکه روایات ، مصیبتها و سوگواریها بیان می شوند ، موسیقی بیشتر حالت حماسی و عاشقانه و از خود گذشتگی و تهور به خود می گیرد  تا افسردگی و محزونی و غمگینی و این احساس شنونده است که از شنیدن وقایع جانگداز احساس غم در موسیقی می نماید. ) .

بهر حال نمی توان تاثیر گذاری طبیعت و شرایط و محیط جغرافیایی از کوه گرفته تا دشتهای سرسبز و صحرای سوزان را در غم انگیز یا شادمانه بودن موسیقی را نادیده گرفت . البته ضمامین شعر ها نیز که اغلب در بیان رنج و محرومیت و ظلم هاست نیز موسیقی را آگاهانه به سمت غم می کشاند. و به این واسطه موسیقی غمگنانه رشد و فزونی یافته است .

            اگر واقعگرایانه بخواهیم نگاه کنیم در واقع موسیقی ما سرچشمه گرفته از طبیعت اطراف ماست و این عناصر اربعه و اقلیم ها و .. است که موسیقی را به این سمت سوق داده است . با ایت دید موسیقی ما نه غم انگیز بنظر می رسد بلکه دلنواز و موجب انبساط خاطر دل افسرده است و به نوعی حکایت از سلحشوری و عشق پاک و همدلی و همدردی و خود گذشتگی و دین باوری و انسان دوستی در موسیقی به اصطلاح غمگنانه ما می باشد.

 

-----------------------------------------

منابع :        

* حبیبی فهلیانی. حسن – شعر و موسیقی و ادبیات شفاهی مردم ممسنی – انتشارات میراث فرهنگی

فارس – چاپ اول

 

* حسن زاده ی رهدار . حسین – از کتابهای ارزشمند از بختیاری تا بختیاری و مجموعه دوبیتی های کهبنگ


[+] نوشته شده توسط مـحمـدرضا و هومان چـوبـیـنـه در | | قالب بلاگفا
::Tarah.somee.com
Copyright © 2007 By SHERMAN http://loori.blogfa.com ALL right reserved RSS
نـــورآبـــاد مـــمـــســـنـــی - .:::شروه و گاگریوه از منظر زیبایی شناسی موسیقی.:::