واژه لُر معناهای متفاوتی دارد اما مهم ترین معنای آن ... اسمی است ...که به قومی از اقوام قدیمی ایران اطلاق می شود .گرايش برخي از اقوام لر به سمت كردها نشانه اين نيست كه آنها خود را كرد مي دانند!! ... بيشتر به اين دليل است كه مي خواهند در اتمسفري نفس بكشند ، كه زبان و ادبياتشان مورد هتك و تمسخر قرار نگيرد ، و مجالي براي ابراز وجود داشته باشند و بتوانند به زبان خودشان با هم حرف بزنند!!
واژه لُر معناهای متفاوتی دارد اما مهم ترین معنای آن ... اسمی است ...که به قومی از اقوام قدیمی ایران اطلاق می شود ؛ که در طول سالیان و شاید قرنها و هزاره ها ...همواره بعنوان غیور ترین اقوام بومی ایران آنها را می شناسند .
1-گویش یا زبان لُرها :
لُری نزدیک ترین زبان به پهلوی باستان است ، و نوشته های اوستا با لُری فیلی و سایر گویش های لُری، بسیار مطابقت دارد، البته برای اثبات این نظر باید یک پژوهش جامع وعلمی انجام شود. به نظر من گویش یا زبان لُری به سه قسمت کلی تقسیم می شود که به ترتیب عبارتند از :
1- لُری فیلی ( شامل لکی و کُردهای فیلی و پشتکوهی و خرم آبادی – اندیمشکی – دهلرانی ...)
2- لُری بختیاری ( گویش لُرهای هفت لنگ و چهار لنگ و...)
3- لُری شیرازی ( شامل لُرهای ممسنی و برخی از دهستان های استان فارس و بوشهر ..)
گسترده ترین گویش لُری؛ همان گویش لُری فیلی ( لکی) است، که شامل زیر شاخه های متعددی می شود. و در استان لُرستان – کرمانشاه – ایلام – قسمت هایی از کشور عراق و تُرکیه - بخش هایی از همدان – بدان تکلم می شود . گویش لُری فیلی غنی ترین گویش لُری است ، که خیلی ها به خاطر شباهت در برخی از افعال مثل ( رفتن –آمدن -... ) با کُردی به اشتباه آن را زیر شاخه کُردی می دانند ...در حالی که زبان گیلکی و بلوچی و فارسی هم اشتراکات زیادی با کُردی دارد، اما هیچکس آنها را جزء کُردی نمی داند ...
2-پوشش
پوشش لُرها شامل ...شال قوا...يا شال ستره و کلاه نمدی بوده، که در مناطق مختلف رنگهای مختلف داشته و دارد ، مثلن در منطقه بختیاری معمولن کلان نمدی سیاه مورد استفاده است ، اما در میان سایر لُران رنگ (بور) یا قهوه ای روشن هم استفاده می شود ، قوا یا چوغا هم در منطقه بختیاری و لُرستان رنگ ها و فرم های مختلف دارد ، البته در حال حاضر لباس لُری در منطقه لُرستان فقط در بین روستاها و عشایر رواج دارد. در مورد زنان نیز کولنجه و سربن یا کَت و گلونی ، مه غنا ، بشت و غیره رواج داشته است ...
2- جمعیت
جمعیت لُرها در ایران بالغ بر 12 میلیون نفر می باشد ، که در سراسر کشور پراکنده اند ، خیلی ها قوم لُر را فقط به استان لُرستان و چهارمحال بختیاری محدود می کنند. اما واقعیت این است ، که جمعیت لُرهای ساکن استان خوزستان از استان لُرستان هم بیشتراست!! در استان خوزستان شهر های ، اهواز – شوش – اندیمشک – قسمت زیادی از دزفول – بهبهان – مسجد سلیمان – شوشتر – با جمعیتی بالغ بر 2000000نفر ، بیشتر از استان لُرستان جمعیت دارد، بغیر از استان خوزستان – استان کرمانشاه – ایلام – بخش زیادی ازبوشهر – قسمت هایی از کرمان – قسمت هایی از فارس - کهکیلویه و بویر احمد – قسمت هایی از اصفهان – قسمت هایی از مرکزی – قسمت هایی از همدان – قسمت هایی از قزوین – قسمت هایی از استان تهران – قسمت هایی از خراسان شمالی و رضوی ...
همانگونه که ملاحظه می کنید ، لُرها در اقصی نقاط کشور پراکنده اند . مهم ترین سوال در مورد این قوم این است، که چرا لُرها با این همه جمعیت ، کمترین دخالت را در جریانات معاصر سیاسی و اقتصادی بازی می کنند ؟ چرا لُرها به خود باوری نمی رسند ؟ چه باید کرد تا لُرها به خواسته ها و حقوق خودشان برسند ؟ چرا فرهنگ لُرها رو زوال نهاده است ؟ چرا لُرها که در دوران قبل از پهلوی یک وزنه سیاسی و اقتصادی بودند، الان کمترین تأثیر را در این جریانات دارند؟..چرا ؟ چرا؟ چرا؟... اما جواب چیست ؟
بايد ها و نبايد ها
در هيچ جاي تاريخ اشاره اي به خيانت يا خودمختاري در ميان قوم لر ديده نشده است . چرا كه لرهاي ايرانياني اصيل هستاند كه قلبشان فقط براي ايران يك پارچه طپيده و خواهد طپيد، اما سوال اساسي اين است
از آنجایی که قوم لُر بدون ایران هویتی ندارند و نام ایران و لُر با هم پیوند خورده است ، و همواره لُرها برای ایران و ایرانی جان و مال خویش را فدا کرده اند ، چند عامل برای این معضل وجود دارد :
1- مسئولان بی سواد بومی !
2- مسئولان غیر بومی که دلسوز نیستند!
3- نداشتن قهرمان کاریزمایی که در بین همه قابل احترام باشد!!
4- عدم اعتماد به نفس و خود آگاهی و در عین حال سادگی قوم لُر ، که در طول تاریخ هنوز سادگی و بی آلایشی خویش را حفظ کرده اند.
5- سیاست غلط دولت مرکزی در عدم تمرکز در مناطق لُر نشین .
6- موقعیت استراتیژیک این قوم .
7- عدم وجود تاریخ مکتوب قبل از هزار سال گذشته ...
8- پیشینه غلطی که از قوم لُر، در زمان رضاخان در ذهن سایر اقوام خصوصن مرکز نشینان به وجود آمده است خیلی ها اعتقاد دارند که لُرها، غارتگر و خونریزند یا این که سر گردنه گیرند .
البته مقصر قوم لُرنیست، بلکه جامعه ایرانی و فرهنگ حاکم ( فارسی) هم بسیار مقصر است، چرا که اگر به کشور هندوستان نگاه کنیم می بینیم، که این کشور از اقوام مختلف با تفاوت گویش و زبانی بسیار متنوع تر نسبت به ایران ، هنوز خُرده فرهنگ های خویش را حفظ کرده است، آن هم با آموزش زبان ها و فرهنگ های محلی در کنار زبان و فرهنگ مرکزی .... چرا این مدل در ایران پیاده نمی شود؟ ، چرا زبان ها و گویش ها در ایران در حال محو شدن در زبان فارسی هستند؟ آیا این به فرهنگ ایران کمک می کند؟ ، به نظر من ...خیر.... چرا که با از بین رفتن خُرده فرهنگ ها کشور ، فرهنگی دور از خویشتن خویش برای اقوام ایرانی درست می شود، که در دراز مدت باعث به وجود آمدن نوعی ... عدم عرق ملی و از خویشتن بیگانگی شدید در میان توده مردم شده و باعث از هم پاشیدگی بنیان های جامعه ایرانی می شود... اگر دولت مركزي نتواند خرده فرهنگ ها را حفظ كند ، اتفاقات ناگوار فرهنگي و شايد امواج سياسي آن دامن گير نظام مقدس جمهوري اسلامي مي شود ، در آنسوي مرز خصوصن در مراكز كرد نشين براي هر لحظه برنامه و هدفي خاص دنبال مي شود و آنها با ترويج فرهنگ كردي باعث جذب قسمتي از مناطق لر نشين به فرهنگ كردي شوند ، اگر اين را در كنار خواسته هاي سياسي كردان قرار دهيم ، آنها در دراز مدت خواهان خودمختاري خواهند بود ، اين يك زنگ خطر براي دولت مركزي است ، همانگونه كه مي دانيد كردهاي ايران نيز با جمعيتي بيش از 10 ميليون نفر از اقوام پر جمعيت كشور هستند ، كه آنها نيز در سراسر كشور پراكنده اند ، اگر جمعيت اين دو را با هم جمع بزنيم به رقمي بالاي 20 ميليون جمعيت خواهيم رسيد و اين مي تواند زنگ خطري باشد براي فارس هاي و ترك هاي تماميت خواه ، آنچه مسلم است با از بين رفتن خرده فرهنگ لري اول ذولت مركزي ضرر مي كند ، محروميت لرها در طول اين 30 سالي كه از انقلاب اسلامي گذشته و ذهينت بدي كه از دولت مركزي در بين قوم لر وجود داشته و دارد مي تواند فاجعه به بار بياورد ، شايد اين قوم صبور دست به آزمون خطا بزند ، چه بخواهيم چه نخواهيم ، كرد ها به سمت تشكيل كشوري مستقل خيز برداشته اند ، گرايش برخي از اقوام لر به سمت كردها نشانه اين نيست كه آنها خود را كرد مي دانند!! ... بيشتر به اين دليل است كه مي خواهند در اتمسفري نفس بكشند ، كه زبان و ادبياتشان مورد هتك و تمسخر قرار نگيرد ، و مجالي براي ابراز وجود داشته باشند و بتوانند به زبان خودشان با هم حرف بزنند!! بايد اذعان نمود هرچند برخي قلم به دستان كُرد گاهي با بي مهري به مسئله ...لر ...نگاه كرده اند، اما واقعيت اين است كه قاطبه فرهنگيان كرد ، به لرها و فرهنگ شان روي خوش نشان داده اند... همين امر باعث گرايش قسمتي از لرها خصوصن لك ها و فيلي ها به سمت فرهنگ كُردي شده است ، اما نكته اساسي اين است كه لرها تماميت ارضي ايران را هيچ گاه قرباني گرايشي اين چنيني نخواهند كرد ، مهم ترين نمونه اين روند ، گرايش به استقلال طلبي لرهاي ساكن عراق است، كه هرچند نمور اما حركتي قابل اعتناست ، كردهاي فيلي ساكن عراق كه نياي... لر... دارند اين روزها گرايشاتي ...لر مدارانه ...پيدا كرده اند ...
توصيه من به دولت مركزي و كردستاني ها اين است كه ، استقلال فرهنگي لرها را به رسيمت بشناسند و آنها را قرباني اميال سياسي خود نكنند! چرا كه اين مهم به نفع همه است ...



