|
"پست ویژه سایت لــوری "
نقدی مختصر بر عملکرد عبدالرضا مرادی :
.::: بدون مقدمه .:::
جهت گیری صریح نماینده قبل از انتخابات ریاست جمهوری و تند روی وی بعد از آن :
نیم قرن از امر و نهی کدخدا در ده و خان در ایل می گذرد. امروز جهان از مدرن یک گام جلوتر است. در مملکتی که یک قرن از مشروطه می گذرد و بارها انتخابات برگزار شده و در تاریخ انقلابی که به تعداد انگشتان دو دست صاحب راَی انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده است آیا می توان به طرق مختلف برخی افراد را وادار و تحریک به طرفداری کاندیدای مورد نظر خود کرد. و در قرن بیست ویکم که جای برای دیکتاتوری و دستور با استفاده از موقعیت سیاسی باقی نمانده است آیا صحیح است ریش سفیدان خانواده ها و مردم را به طرفداری از شخصی که محبوبیت وی ثابت نشد فرا بخوانیم. پس جای آگاهی و مشورت و دیگر ملاک ها در تفکر و زندگی مردم کجاست ؟؟؟ تا دیروز برای شوراها و کاندیداهای مجلس در می زدیم و خواهش برای راَی و امروز برای رییس جمهور مملکت هفتاد و چهار میلیونی . . .
نماینده حقی بر ساکنین شهر دارد و همه باید به او کمک کنند همچنان که مردم هم حقی بر او دارند سالها قبل روش کاندیداها برای راه یابی به مجلس متفاوت بود.
گرایی بود همچنان که هست و در آینده خواهد بود آن روزها حکومت نقش چندانی در پیروزی کاندیداها نداشت. شعارها ساده تر بودند . ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها شعار می داد امروز مردم با زندی فردا زندی با مردم اما ظاهراَ آقای مرادی باید این شعار را انتخاب می کرد : امروز مردم با مرادی فردا هم مردم با مرادی چرا که ظاهراَ وی مانند دکتر .؟.؟.؟. معتقد است در همه جا همه کس باید آن جور تصمیم بگیرند که وی می خواهد که در رفع این توهم و کنار گذاشتن برخی از خصایص جامعه سنتی باید تلاش شود. این سوال پیش می آید که نماینده اصولگراست و رییس جمهور هم و البته وی با این کار قصد خیری داشته تا بودجه و عمرانی را در جهت رفاه شهروندان ممسنی و رستم از رییس جمهور و حزب بگیرد. اما به چه قیمتی ؟؟؟ و با چه رفتاری ؟؟؟ آیا نمی شود هم اصولگرا بود و هم نماینده مردم .
تند روی بعد از انتخابات :
در انتخابات همه ی نمایندگان نورآبادممسنی طایفه گرایی بوده است و هر بار پر رنگ تر . بنابراین گاهی نماینده ای حزب چپ و گاهی از راست انتخاب می شود. با این وجود نمی توان تنها ملاک انتخاب در ممسنی را طایفه گرایی دانست. شم سیاسی جامعه ممسنی با تمام تبصره هایش به اصلاح طلبان نزدیک است. درصد بالای راَی به دولت اصلاحات "حجت الاسلام سید محمد خاتمی" دلیلی بر این مدعاست .
ابراهیم امینی از نزدیکان مهدی کروبی حمید چوبینه از اعضای ستاد مهندس میرحسین موسوی و اردشیر فتحی نژاد معاون سابق وزارت نفت از ممسنی در حوادث بعد از انتخابات دستگیر شده اند و این جدا از آمار دانشجویان زندانی است. از سوی دیگر با حوادث پیش آمده نماینده مجلس هم حق اظهار نظر دارد و چون اصولگراست باید در راستای اهداف جبهه ی خود سخن بگوید اما به چه نحو ؟ وی اینگونه سخن گفته است :لزوم رسیدگی به اقدامات آشوبگرانه مهندس موسوی- محکومیت اظهارات آیت الله دستغیب- قوه قضاییه در برخورد با جناح های مختلف سیاسی اهل تعارف نباشد- قوه قضاییه در برخورد با مهدی کروبی مماشات را کنار بگذارد- خاتمی قصد دارد با اقدامات خود وضعیت کشور را ملتهب نگه دارد- و چندین گفت و گو با این شکل. باید بدانیم جناب آقای مرادی ابتدا نماینده مردم است و بعد حاکمیت. اما آیا شعور و تفکر مردم شهرستان های ممسنی و رستم که قصد براندازی هم نـدارنـد مورد توجه نماینده هست ؟
آیا ممکن نبود قبل و بعد از انتخابات در عمل و سخن و رفتار بهتر از این باشد. چرا که تعادل در سخن گفتن سیاستی است که باید از طرف نماینده اتخاذ شود تا هم اصولگرا بودن وی برای حاکمیت ثابت شود و همچنین رابطه وی با حوزه ی انتخابی اش که اکنون دستخوش لطمه ای جبران ناپذیر شده است .
عملکرد مرادی در مجلس : گذشته از آن که مجلس شورای اسلامی قوه ی قانون گذاری و نظارت بر اجرای برخی از این قوانین و عملکرد دولت می باشد اما صحنه ای است برای یکه تازی آنان که می توانند. کسانی که جزیی از اکثریت مجلس می باشند در صحن مجلس و در فعالیتهای حزبی در صدا و سیما و کمیسیون مربوط به خود حرفی برای گفتن داشته باشد موهبت های نصیبشان خواهد شد از کمبودهای شهرستان می گویند و با فعالیت های پشت پرده یا یا در صحن مجلس اعتبارات و امتیازات لازم به منظور رفع کمبودها و ساخت زیر بناهای صنعتی و کشاورزی بسته به موقعیت منطقه را کسب می کنند.
معمولاَ در نطق پیش از دستور نمایندگان مشکلات حوزه ی انتخابی گفته می شود جالب است که آقای مرادی سخنی در این مورد نگفته اند وی در مجلس آن طور که باید و شاید موفق نبوده است و حاشیه هایی که جزء مشکلاتت محسوب نمی شوند در شهرستان پرداخته اند هم چنین نطق هایی در مجلس نموده و سخنان غیر کارشناسانه ای بیان کرده اند وی به عنوان موافق آقای محصولی که نماینده پیشنهادی دولت برای پست وزارت رفاه بود صحبت کرده و گفته است : سلامت نفس آقای محصولی را دکتر ولایتی تاَیید کرده است. حال آنکه دفاع از آقای محصولی و سخنان دکتر ولایتی در تاَیید یا تمجید از ایشان چه ربطی به همدیگر دارند جای سوال است .
هم چنین آقای مرادی می گوید : قانون اساسی ایران پیشرفته ترین قانون در جهان است؛ در اینکه آقای مرادی بیش از ما با قوانین آشنا هستند و تشخیص درست تری از آن دارند شکی نیست. اما جای پرسش است که آقای مرادی با کدام تحقیق و دلیل آن هم با این صراحت چنین اظهار نظری می کند. قوانین ما بر اساس شرع اسلام و قوانین بر گرفته از کشوری است مرجع مانند فرانسه. همچنین بسیاری از مواد و تبصره های این قانون دارای مشکلات اساسی است. چنانچه نیز 1 بار در سال 68 مورد بازنگری قرار گرفته است .
در هر صورت برای تشخیص اینکه چه کشوری دارای بهترین و پیشرفته ترین قانون در جهان است تحقیق ، بحث ، مشاجره ، گذشت زمان معین و نشست های متفاوت و کار کارشناسی نیاز است. البته جناب مرادی در ادامه سخنی نیک فرموده اند که :ما پیشرفته ترین قانون در جهان را داریم اما اصول آن هنوز به مرحله اجرایی نرسیده است که ان شاَالله خواهد رسید .
انتصابات در شهرستان : دخالت در مدیریت ریز و درشت شهرستان تنها خلص مرادی نبوده است. اما جناب آقای مرادی از همان ابتدا هم و غم خود را به حواشی شهری سپرد و برای کردار و رفتار و آن قیافه ی زیبا و مجلل بهارستان را بوسید و کنار گذاشت و تمرکز خود را روی برخی مسایل مانند انتصابات شاید نا به جا و میهمانی ها و ... گذاشت نماینده خوش قولی بوده و هست زیرا به هر کس قول هر پستی داده بود وفا کرد به یکی از انتصابات وی اشاره ای کنیم :
دوره نمایندگی علی احمدی که تمام شد هنوز هم منوچهر رضایی سرپرست دانشگاه پیام نور بود آقای مرادی سید اصغر حسینی را به جای آقای رضایی گمارد. سید اصغر حسینی طبق حق قانونی و شهروندی که دارد و همه می دانند که او یک ایرانی است به مهندس میرحسین موسوی راَی داد . این جمله را نمی توان گفت که از مهندس موسوی جانب داری کرده است زیرا امکان اینکه موسوی و حسینی همدیگر را بشناسند خیلی کم است و وی تنها به عنوان یک شهروند در انتخابات شرکت کرده است اما این انتخاب سید اصغر حسینی به مذاق آقای مرادی خوش نیامد و هر چند مهندس موسوی از فیلتر شورای نگهبان رد شده بود اما از فیلتر آقای مرادی ظاهراَ رد نـشده بود به همین دلیل آقای مرادی به دلیل این کار نا شایست سید اصغر حسینی که گویا همه ی ملت آن کار را انجام داده بودند گمارده خود را اخراج و شهرام رحمانی را به عنوان سرپرست موقت منصوب کرد بعد از مدتی سیامک مرادی را به عنوان سرپرست موقت دانشگاه پیام نور منصوب نمود تا همه بدانند یکی هم هست رکورد فلانی را بشکند بنابراین پیام نور در طول دو سال چهار سرپرست داشته است توضیح آنکه در مدت ریاست رضایی که نگارنده این مطلب خود از منتقدان وی بودم و قصد طرفداری از ایشان ندارم بیش از هشت نشریه ی دانشجویی از جمله نیشخند ، عدلیه ، اندیشه سبز ، قره قاچ ، نشریه گروه فیزیک وit و چاووش فعال بودند در حالیکه اکنون نشریه دانشگاه بورد کوچکی است که متعلق به بسیج است و هفته ای یک بار بریده ی روزنامه به آن می چسبانند. برگزاری چندین همایش استانی و کشوری با حضور ده ها دکترای تخصصی و پروفسور در مکان های مناسب که سال 88 بزرگداشت 16 آذر با مدیریت جدید در سالن مجتمع فرهنگی هنری امام خمینی "ره" برگزار شد مکانی که ظرفیت 30% دانشجویان پیام نور را دارد و همه دیدند که آنجا چه شد و چگونه برگزار شد ؟؟؟ جناب مرادی چندین بار از حل مشکلات هنرمندان و نویسندگان سخن گفته اند ظاهراَ وی با هنر میانه ی خوبی دارد اما لازم به ذکر است جناب آقای عزیز رضایی ریاست اداره فرهنگ ممسنی نهایت تلاش خود را برای وارد آوردن لطمه به پیکره فرهنگ و هنر شهرستان انجام داده و می دهند تا جایی که این عزیز به شاعران و هنرمندان گفته اند : بهتر است به جای شعر و موسیقی گوشه ی پیاده روی پفک بفروشند .
همچنین آقای مرادی عامل محرومیت ممسنی را طایفه گرایی دانسته اند. خب ظلم است بگوییم مرادی تا جایی که به یاد دارم همه کاندیداها و نمایندگان شهرستان این سخن را گفته اند احتمالا آنها منظورشان این بود که همه ی طوایف ممسنی در یکی خلاصه شوند و نماینده را جزء خودشان بدانند در غیر این صورت راه دومی است و این آنکه هر که بام و وسعت و جمعیت طایفه اش بیشتر بومش هم بیشتر .
توسعه هر چه بیشتر جوامع و گذر از سنت و جوامع سنتی حکومت ها انگیزه ها و رفتارهای دیگری را در جامعه حاکم خواهد کرد جنگ های قبیله ای از مد می افتند و دیکتاتوری ها جای خود را به انتخاب خواهند داد با افزایش آگاهی در سطح جامعه رفتار شهروندان خود به خود تغییر خواهد کرد. توسعه انسانی و همه جانبه در عرصه های گوناگون مشارکت سیاسی را افزون می نماید برابری در اندیشه و انتخاب به هیچ کس اجازه نخواهد داد که به جای کسی جزء خود فکر کند و تصمیم بگیرد. و اکنون نیز که تصمیم به توسعه جهانی کشورهاست و pasamodernism بخواهیم یا نخواهیم بر این جامعه حاکم خواهد شد . تا رنگ را به یک رنگی و برخی افکار سنتی را از رونق بیاندازد .
با آرزوی موفقیت هر آنکه گام به مسیر توسعه شهرستانهای ممسنی و رستم گذاشته و هم چنین نماینده محترم دور هشتم شهرستان .
عباس چوبینه *دانشجوی مدیریت*
|